memar+ - عناصر رنگ (ایتن)

عناصر رنگ (ایتن)
مقدمه :

 رنگها روح دارند و زنده اند رنگها کلمه اند و همچون کلمات سخن می گویند : از نهان سبز جنگلها از راز آبی آسمان و دریاها ، از شفافیت و زلالی قطرات باران و از پاکی سفید برف ، اما نه از طبیعت ، بلکه رنگها از روح آدمی و دنیا پر راز و رمز انسان سخن می گویند .
رنگ زندگی است ، زیرا دنیا بدون رنگ دنیایی است مرده ، همانگونه که شعله نور را ایجاد می کند ، نور هم سبب دیدن رنگهاست . رنگها فرزندان نورند و نور ما در رنگهاست نور بی رنگ تاریکی بی رنگ است . با رنگ است که روح زنده جهان بر ما آشکار می گردد . رنگها چنان افکار و احساسات عمیقی را القا می کنند که گاهی حتی با چشم هم دیده نمی شوند ، بلکه فقط با چشم دل احساس می شوند . لیکن قدم نهان به این وادی نیز بدون عبادت خالق – نور آسمانها و زمین و بدون انسان شدن میسر نیست .
پیشگفتار :
مطالبی که مربوط به عناصر رنگ توضیح داده می شود مربوط به « یوهان ایتن » می باشد .
ایتن می گوید : « باشد که از تاریخ هند ، جائیکه با مجذوبیت هنر روحانی والا ، ارباب حال فراموش می کنند که زندگی مادی هم به تهذیب و جهت نیاز دارد ، عبرت بگیریم . »
ایتن ، قوانین اساسی رنگ و شکل ، تناسبات ، ترکیب و هم آهنگی را اساس ایده خود از آموزش هنر می داند .
« یوهان ایتن »یوهان ایتن از آموزگاران بزرگ هنر رنگ در عصر جدید به شمار می رفت .
ایتن به سال 1988 در نزدیکی « تون » ، سوئیس متولد شد . علاقه وافر به نقاشی و رنگ او را واداشت تا در سال 1913 برای تحصیل این هنر به استوتگارت پیش « آدولف هولزل » تئوریسین و معلم برجسته آلمانی در رنگ برود . ایتن به ارتباط بین موسیقی و رنگ پی برد و نخستین فردی بود که به مفهوم مجرد رنگ در نقاشی های هندسی توجه کرد .
او می نویسد : « کسی که می خواهد استاد رنگ باشد باید هر رنگ را در ترکیبات بی نهایت با سایر رنگها ، بهتر ببیند ، بهتر احساس و بهتر تجربه کند . رنگ ها بدون اینکه مقید به اشیاء باشند باید ظرفيت اسرار آمیز برای بیان معنوی باشند .
رنگ زندگی است ، زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند . رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آن ، تاریکی بدون رنگ است . همانگونه که از شعله آتش نور بیرون می تابد ، بدین سان هم نور رنگ ها را بوجود می آورد .
نور که اولین پدیده در جهان است ، از طریق رنگ ها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار می سازد . هیچ چیز نمی تواند از تصویر هاله رنگی بسیار بزرگ آسمان که در ذهن انسان نقش بسته مؤثرتر باشد . رعد و برق ما را می ترساند ولی رنگ های رنگین کمان و نور ستاره شمالی روح را تعالی می بخشد و آن را تهذیب می کند . رنگین کمان سمبول صلح است . کلمه و آوای آن ، شکل و رنگ اش ، رگهای اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما از آن تصویری اندک داریم .
رنگ های نارنجی و آبی ، رنگ های مکمل هستند و مخلوط این رنگ ها ، رنگ خاکستری را بوجود می آورد . وقتی تماشاگر دور حرم طواف می کند ، نورهای متفاوتی را دریافت می کند که این نورها متناوباً آبی و نارنجی است و دیوارها این رنگ ها را با زوایای دائماً متغیر انعکاس می دهد . این تأثیر متقابل ، احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد . کئونارد و رنگ آمیزی تند را دوست نداشت او با درجه بسیار پایین نقاشی می کرد . سوررألیست ها ، ماکس ارنست ، سالوادور دالی و دیگران رنگ را به عنوان وسیله ای برای واقعیت بخشیدن تصویری غیر واقعیات بکار می گرفتند .
فیزیک رنگ
در سال 1676 ، اسحاق نیوتن ، با استفاده از منشوری مثلث القاعده ، نور سفید خورشید را به طیفی از رنگها تجزیه کرد . این طیف بجز رنگ ارغوانی ، تمام رنگها را داراست . نیوتن آزمایش خود را به طریق زیر انجام داد .
نور خورشید پس از عبور از شکافی باریک ، بر منشور می تابد . نور سفید پس از برخورد به منشور به رنگهای طیف تجزیه می شود . با تاباندن پرتوهای تجزیه شده بر روی یک پرده می توان طیف را مشاهده نمود .
نواری از رنگهای به هم پیوسته ، از قرمز ، نارنجی ، زرد ، سبز و آبی گرفته تا بنفش ، دیده می شود . اگر این پرتوهای رنگین را از یک عدسی همگرا عبور دهیم ، از ترکیب آنها با هم ، دوباره نور سفید بدست می آید . این رنگها ، بر اثر تجزیه نور به وجود می آیند .
اگر این طیف را مثلاً به دو دسته قرمز ، نارنجی ، زرد و سبز ، آبی و بنفش تقسیم کنیم و بعد هر کدام از این دو دسته اشعه رنگی را از یک عدسی همگرا عبور دهیم ، نتیجه کار ، دو رنگ ترکیبی خواهد شد که اگر این دو دسته را با همدیگر ترکیب کنم ، از ترکیب آنها در جای خود ، نور سفید به دست می آید . هر دو رنگی را که از ترکیب آنها با همدیگر ، نور سفید به دست می آید ، رنگهای مکمل می گویند . اگر یک رنگ ، مثلاً رنگ سبز را از طیف منشور جدا کنیم و بقیه رنگها را که رنگهای قرمز ، نارنجی ، زرد ، آبی و بنفش هستند از یک عدسی بگذرانیم ، رنگ ترکیبی به دست آمده ، قرمز خواهد بود . یعنی در حقیقت مکمل رنگ سبز را جدا کرده ایم . اگر رنگ زرد را جدا کنیم ، از بقیه رنگها ( قرمز ، نارنجی ، سبز ، آبی و بنفش ) رنگ بنفش که مکمل رنگ زرد است ، به دست می آید .
رنگها از امواج نور که نوع خاصی از انرژی الکترومغناطیسی می باشند ، به دست می آیند . رنگهایی که در نتیجه جذب حاصل می شوند به رنگهای کاهشی معروفند . رنگ اشیاء عموماً از نوع رنگهای کاهشی می باشند . یک ظرف قرمز رنگ ، به این دلیل قرمز به نظر می رسد که همه رنگها را جذب کرده و فقط رنگ قرمز را منعکس می کند .
زمانیکه می گوییم : « این کاسه قرمز است » در حقیقت می گوییم ساختمان ملکولی سطح آن طوری است که تمامی پرتوهای نورانی به جز قرمز را جذب می کند و کاسه رنگی از خودش ندارد و نور است که ایجاد رنگ می کند .
تمام رنگ های نقاشی از رنگ دانه تشکیل شده اند . این رنگها ، رنگهای جاذب هستند و قانون کاهشی رنگ به ترکیب آنها حاکم است .
هر گاه رنگهای مکمل یا ترکیبات جاری سه رنگ اصلی ( زرد ، قرمز ، آبی ) به نسبت های مناسبی ترکیب شوند نتیجه رنگ سیاه خواهد بود . از ترکیب مناسب رنگهای طیف نور ، رنگ سفید به دست می آید .
عوامل و اثرات رنگمشاهده رنگ ، خاصیتی مربوط به مسائل فیزیکی – شیمیایی است و متفاوت از خواص فیزیکی – شیمیایی رنگ است  .
خاصیت فیزیکی – شیمیایی رنگ همان چیزی که « اثر رنگ » نام دارد .
به عنوان مثال : تصوير 58مربعی زرد را روی زمینه سفید و روی زمینه سیاه نشان می دهد .
روی زمینه سفید رنگ زرد تیره تر ، لطیف تر و ظریف تر به نظر می رسد . روی زمینه سیاه رنگ زرد حالتی سرد و درخشنده پیدا می کند و وضعیتی مهاجم وار دارد .
یا قرمز روی سفید بسیار تیره دیده می شود و درخشندگی آن به ندرت تجلی می یابد . با این وجودی روی زمینه سیاه ، قرمز گرمایی نورانی ساطع می کند .
هماهنگی رنگها : مفهوم هماهنگی نباید از حیطه نظریات ذهنی باشد بلکه باید به حیطه اصول وارد شود .
هماهنگی ، بر توازن و تقارن نیروها دلالت می کند . آزمایشی در مورد پدیده فیزیولژی « دیدن رنگ » ما را به حل مسأله نزدیک تر می کند .
اگر برای مدتی به یک مربع سبز رنگ خیره شویم و بعد چشمان خود را ببندیم ، یک « پس تصویر » به صورت مربع قرمز رنگ خواهیم دید . اگر به مربع قرمز رنگ خیره شویم ، « پس تصویر »  سبز رنگ خواهد بود . این آزمایش را می توان روی هر رنگ دیگری انجام داد و « پس تصویر » همیشه ، رنگ مکمل رنگ اصلی خواهد بود .
مثال دیگر : در زمینه زرد ، خاکستری به رنگ خاکستری – بنفش به نظر می آید و روی نارنجی ، خاکستری مایل به آبی به نظر می رسد . روی قرمز ، خاکستری مایل به سبز و روی سبز ، خاکستری مایل به قرمز دیده می شود . هر رنگ باعث می شود که رنگ خاکستری مورد آزمایش آمیزه ای با رنگ مکمل رنگ زمینه به نظر آید .
رنگهای قرمز ، زرد و آبی می توانند جانشین تمام رنگها شوند . چشم برای ایجاد تعادل چنین مجموعه ای را طلب می کند و در این صورت است که چشم در تعادلی هماهنگ خواهد بود . دو یا چند رنگ زمانی هماهنگی دارند که از ترکیب آنها رنگی خاکستری ( نه کمرنگ و نه پر رنگ ) بدست آید .
رنگی خاص ، با چشم حسی ویژه را تحریک می کند تا برای نيل به كليت بكوشد . بعد ،‌ چشم براي رسيدن به اين كليت و ايجاد تعادل ،‌ دنبال فضايي بي رنگ است تا رنگي را كه در مجموعه نيست ،‌ ايجاد نمايد و اين قانون اساسي هماهنگي رنگهاست .
گروه رنگهايي را كه اثرشان مطبوع و مطلوب باشد ،‌ رنگهاي منظم مي نامند . سپس هماهنگي يعني نظم .
در حلقه رنگ ( ايتن ) آبي در مقابل نارنجي قرار دارد و از تركيب آنها رنگ خاكستري به دست مي آيد .
مايه هاي ذهني رنگ
به گفته يوهان ايتن تركيبات رنگهايي كه به عنوان تركيبات هماهنگ توسط هر كدام از شاگردان ارائه مي شود ،‌ نظريات ذهني فردي هستند و مفهوم رنگ ذهني همين است .
براي اينكه تجربه به يك نقاش موفقيت آميز باشد ،‌ بايد قبل از هر چيز به رنگ حساس باشد . بدون مطالعه و تمرين فراوان روي بوم و كار با رنگ و قلم نتايج قابل اعتمادي حاصل نمي شود .
هر كسي كه با رنگ سر و كار دارد ،‌ ممكن است در ايجاد رنگهاي ذهني اش مشكل داشته باشد بعلاوه ،‌ تلاشهاي اوليه در مورد تركيب رنگ ،‌ براي نيل به كمال بوده است .
ممكن است در هارموني ها فقط از دو يا سه رنگ مثل آبي روشن ،‌ خاكستري ملايم و سياه يا سفيد استفاده شود . قهوه اي – قرمز تيره ،‌ قهوه اي – قرمز روشن و سياه يا زرد – سبز ،‌ زرد و سياه – قهوه اي و غيره تركيبات ديگري هستند كه مي توان به آنها اشاره كرد .
در مقابل رنگهاي زرد ،‌ قرمز و آبي با درجات مختلف اشباع و سيري و همينطور در دو يا چند رنگ خالص با سايه هاي مختلف ،‌ دامنه هارموني مي تواند بسيار وسيع باشد . بين مردمي كه ديد وسيع يا ديد بسيار محدودي در رنگ دارند ،‌ حالات گوناگون قابل درك و قابل تصوري وجود دارد .
جهت دادن به رنگ نشانه اي از طرز تفكر و احساس فرد است . بعضي افراد به سطوح رنگي با حدود مشخص و معين علاقه دارند و بعضي به قطعات رنگي بدون حدود معين و مشخص علاقه مند هستند . افراد گروه اخير تفكر ساده و روشني ندارند . اين افراد تمايلاتي كاملاً‌ هيجاني و احساسي دارند .
براي انواع مختلف رنگهاي ذهني چند مثال مي زنيم :
تيپ بور روشن با چشمان آبي و پوست صورتي به رنگهاي بسيار خالص و اغلب به كيفيت رنگ برجسته علاقه دارند . مقايسه رنگ براي آنها مسأله اي اساسي است و برحسب شخصيت فرد ،‌ ممكن است درخشندگي رنگ ،‌ كم يا زياد باشد .
اين وضع در اشخاصي كه موهاي مشكي ،‌ پوست تيره و چشمان سياه دارند ،‌ كاملاً‌ متفاوت است .
دانش مايه هاي ذهني در يادگيري و تعليم هنر ،‌ اهميت زيادي دارد . آموزش بايد به طور طبيعي ،‌ به هر كودك اين امكان را بدهد كه شخصيتش را بروز دهد . بنابراين معلم بايد بتواند استعداد و توانايي شاگرد خود را بشناسد . تركيبات ذهني رنگ ،‌ يكي از ابزار شناخت و از تفكر ،‌ احساس و كردار شخص است . كمك كردن به يك مبتدي ،‌ در آشكار نمودن حالات و رنگهاي ذهني اش در واقع ،‌ ياري كردن او در شناختن خودش مي باشد . در ابتدا ،‌ ممكن است دشواريها غير قابل حل ،‌ به نظر برسند ،‌ اما با اين وجود بهتر است به استعداد دروني افراد اعتماد كرد . كمك هاي معلم بايد بسيار كم ولي با دلسوزي و محبت همراه باشد . همانطور كه يك باغبان براي رشد گياهان خود شرايط مناسب ايجاد مي كند . يك معلم هم بايد شرايطي مطلوب براي رشد روحي و جسمي شاگرد ايجاد نمايد . چنين رشدي ،‌ سپس از نيروهاي دروني خود استفاده خواهد كرد .
آموزش هنر ،‌ شامل دو مسأله است . تقويت خلاقه شاگرد و آموختن قواعد كلي حالات و رنگها كه با بررسي هايي در مورد طبيعت تكميل مي شود . اگر موضوع اصلي ،‌ آموزش ،‌ حالات و رنگهاي ذهني فرد باشد ،‌ باعث تقويت و تكامل استقرارهاي فردي ،‌ خواهد شد .
به تيپ هاي بور ،‌ بايد موضوعاتي مثل فصل بهار ،‌ كودكستان ،‌ (( غسل تعميد )) ‌، فستيول گل و باغي در صبحگاه ارائه شود . موضوعات طبيعت ،‌ براي آنها بايد زنده و بدون ايجاد سايه – روشن باشد . موضوعات مناسب براي تيپ هاي تيره ،‌ شب ، نور در اتاق تاريك ، طوفان پاييزي ،‌ مراسم تدفين ،‌ اندوه و افسردگي است . بررسي ها و تمرينات آنان در مورد طبيعت بهتر است با زغال يا رنگ روغن سياه و سفيد انجام گيرد . به عبارت ديگر تحميل تمريناتي از گلها و اشكالي با حالات يكنواخت و تكراري ،‌ براي همه شاگردان اشتباه است . آموزش ، با در نظر گرفتن جنبه هاي ذهني فردي ،‌ به منظور كشف راه حل هاي صحيح و به طور مستقيم ،‌ ضروري است .
وقتي موضوعاتي نا آشنا براي شاگرد ارائه مي شوند . بالاجبار از طريق فكر و انديشه با آن دست و پنجه نرم مي كند ،‌ در حاليكه هنوز دانش واقعي براي انجام اين كار ندارد .
تئوري طرح رنگ
تئوري ساختمان رنگ ، شامل مباني اثرات رنگ است ، تا جايي كه اين مباني به صورت تجربي حاصل شوند . يك روز كه « راينرماريا ريلكه » از « رودن » پرسيد : استاد گرامي ، چگونه جريانات خلاق را از ابتداي يك طرح توصيف مي نمائيد ؟
« رودن » جواب داد : ابتدا احساس شديد به من دست مي دهد كه به تدريج منسجم مي شود و مرا تحريك مي كند تا شكلي تجسمي به آن ببخشم . سپس اقدام به تهيه نقشه و طرح كار مي نمايم و سرانجام هنگامي كه به مرحله اجراء در مي آيد ،‌ بار ديگر خودم را به احساس مي سپارم كه شايد مرا وادار به تغيير طرح نمايد . « سزان » درباره خود مي گويد : من به ساختن منطقي آنچه در طبيعت مي بينم ،‌ مبادرت مي كنم .
به نظر مي رسد « ماتيس » از احساسات شخصي خود ،‌ الهام مي گرفت . او طرحهايي كوچك از نقاشي هايي كه قبلاً موضوعات آنها را مشخص كرده بود مي ساخت و قبل از شروع رنگ آميزي نحوه و انتخاب و ميزان استفاده از هر رنگ را مي نوشت . به عبارت ديگر ،  انتخاب مي كرد تا سپس در طول كار بر حسب احساس ذهني آن رنگها را بكار ببرد يا استفاده نكند .
به اين ترتيب ،‌ هر طرح حساب شده اي ،‌ عامل تعيين كننده نخواهد بود . احساس مستقيم ،‌ اتخاذ شيوه هايي خارج از حيطه منطق و طبيعت و تبعيت نكردن از اعداد ،‌ بر آن حاكم است .
ساختار هوشمندانه و آگاهانه ،‌ وسيله اي است كه ما را به دروازه هاي اين « حقيقت » نزديك مي سازد . براي پيشرفت لازم ممارست و تمرين زياد لازم است .
حلقه رنگ دوازده قسمتياز طريق آشنايي و شناخت طرح رنگ ،‌ بيائيد حلقه رنگ دوازده رنگ را با استفاده از رنگهاي اصلي و اوليه زرد ،‌ قرمز و آبي بسازيم . مي دانيم كه شخص با ديد معمولي مي تواند رنگ قرمزي را كه نه به آبي و نه به زرد متمايل است تشخيص دهد . همچنين رنگ زرد خالص نيز برايش قابل تشخيص است . براي آزمايش رنگ بايد آن را روي زمينه خاكستري مشاهده نمائيم .

رنگهاي اصلي بايد با دقت مشخص شوند . اين رنگها را در روي مثلثي متساوي الاضلاع طوري قرار مي دهيم كه زرد در بالا ،‌ قرمز در قسمت چپ پايين و آبي در قسمت راست پايين قرار گيرد .
دايره اي بر اين مثلث محيط مي كنيم كه در داخل آن هم يك شش ضلعي منظم محاط است . در مثلثهاي متساوي الساقين كه ما بين اضلاع شش ضلعي و مثلث محاطي قرار دارند ،‌ ما سه رنگ تركيب شده را كه هر كدام از تركيب دو رنگ اصلي به دست آمده اند ،‌ قرار مي دهيم ،‌ به اين تركيب رنگهاي ثانويه زير بدست مي آيند :
زرد + قرمز = نارنجي
زرد + آبي = سبز
قرمز + آبي = بنفش
اين سه رنگ ثانويه بايد با دقت بسيار مخلوط شوند . هيچكدام از آنها نبايد به هيچ رنگ ديگري متمايل باشند . خواهيد ديد كه بدست آوردن رنگهاي ثانويه از طريق مخلوط كردن كار ساده اي نيست .
نارنجي نه بايد مايل به زرد و نه مايل به قرمز باشد . بنفش نه بايد بسيار قرمز و نه خيلي آبي باشد و سبز نبايد تمايل به زرد يا آبي داشته باشد .
حال ،‌ با شعاع مناسب ،‌ دايره اي بيرون دايره اول رسم مي كنيم و حلقه حاصله بين دو دايره را به دوازده قسمت مساوي تقسيم مي كنيم . قطعات اين حلقه را در جاهاي مناسب با رنگ اوليه و ثانويه طوري رنگ مي كنيم كه بين هر دو رنگ ، يك قسمت بصورت رنگ نشده باقي بماند . اين قسمتهاي رنگ نشده را با رنگهاي سوم كه خود از اختلاط يك رنگ اصلي و يك رنگ ثانويه حاصل مي شوند ،‌ رنگ مي كنيم .
زرد + نارنجي = زرد – نارنجي
قرمز + نارنجي = قرمز – نارنجي
قرمز + بنفش = قرمز – بنفش
آبي + بنفش = آبي – بنفش
آبي + سبز = آبي – سبز
زرد + سبز = زرد – سبز به اين ترتيب ما حلقه دوازده رنگي منظمي به وجود آورده ايم كه هر يك از رنگهاي آن در جاي مناسب و صحيح خود قرار دارد . تصوير (3) ،‌ تقسيمات رنگها در اين تصوير مانند رنگين كمان و طيف طبيعي است . اين حلقه رنگ طوري تنظيم مي شود كه هر كس هر زماني كه بخواهد مي تواند هر يك از رنگهاي آن را مجسم سازد و بسادگي محل رنگها را تعيين نمايد . براي يك نقاش ،‌ تهيه حلقه هاي 24 رنگ يا 100 رنگ اتلاف وقت مي باشد . چون نقاش براحتي نمي تواند رنگ شماره ي مثلاً‌ 83 حلقه 100 رنگ را تجسم كند .
تصوير 3 حلقه دوازده رنگي : متشكل از رنگهاي اصلي زرد ،‌ قرمز ،‌ آبي و رنگهاي ثانويه نارنجي و بنفش منشأ مي گيرد .   
كنتراست هاي هفت گانه
منظور از كنتراست تفاوت هاي آشكاري است كه بين دو اثر رنگ مقايسه شده مي تواند ديده شود .
وقتي كه چنين تفاوتهايي به بالاترين درجه خود مي رسد مي گوييم : كنتراستها قطري يا قطبي هستند .
بنابراين بزرگ – كوچك – سفيد – سياه – سرد – گرم  در منتهاي درجه شان كنتراستهاي قطبي ناميده مي شوند .
اندامهاي حسي ما تنها  بوسيله مقايسه مي توانند كار كنند ،‌ بطور مثال ، زماني چشم خطي را بلند مي بيند كه خط كوچكتري براي قياس با آن ارائه شود . و همين خط وقتي با بلندتر از خودش مقايسه شود كوتاهتر به نظر مي رسد . كنتراست ها ،‌ اثرات رنگ را نيز تشديد يا تضعيف مي كنند .
اين كنتراست ها ( هفت گانه ) از لحاظ خصوصيت و ارزش هنري اثر بصري ،  مفهومي و سمبوليك بي همتا هستند و مجموعاً منبع اساسي طرح رنگ را تشكيل مي دهند .
گوته ،‌ بزولد ،‌ شورل و هولزل به اهميت تنوع كنتراستهاي رنگ توجه خاصي داشتند .
كنتراست هاي هفت گانه رنگ عبارتند از :
1- كنتراست رنگ ( فام )
2- كنتراست تيره – روشن
3- كنتراست سَرد – گرم
4- كنتراست رنگهاي مكمل
5- كنتراست همزمان
6- كنتراست سير ( اشباع )
7- كنتراست وسعت

كنتراست رنگ از هفت نوع كنتراست ذكر شده ،  ساده ترين آن كنتراست رنگ ( فام ) مي باشد . اين كنتراست ،‌ نياز چنداني به ديد رنگ ندارد ،‌ زيرا آن بوسيله رنگهاي رقيق نشده در روشنايي بسيار تند نشان داده مي شود .
تعدادي از تركيبات اصلي رنگ عبارتند از : زرد / قرمز . آبي .
قرمز ، آبي ، سبز ،‌ آبي / زرد / بنفش ؛ زرد / سبز / بنفش / قرمز ، بنفش / سبز / آبي ، نارنجي / سياه درست همانطوريكه سياه – سفيد نشان دهنده منتهاي درجه كنتراست روشن – تيره هست ،‌ به همان ترتيب زرد / قرمز / آبي / نهايت كنتراست رنگ را نشان مي دهد . ( تصوير 4 )
براي ايجاد كنتراست لااقل به سه رنگ مختلف و بطور واضح احتياج داريم كه در اين صورت تأثير آن هم هميشه مايه دار ،‌ شديد و واضح است . با خارج كردن رنگهاي به كار گرفته شده از سه رنگ اوليه شدت كنتراست رنگ كاهش مي يابد .
بدين ترتيب رنگ هاي نارنجي ،‌ سبز و بنفش از لحاظ خصوصيت ضعيف تر از رنگ هاي زرد ، قرمز و آبي هستند . و باز اثر رنگهاي سوم كمتر مشخص است .
وقتي رنگ هاي منفرد با خطوط سياه و سفيد از هم جدا مي شوند ، ويژگيهاي خاص خودشان را با صراحت بيشتري نمودار مي كنند و اثرات متقابل و بينا بيني آنها تا اندازه اي كم مي شود و هر رنگ اثري از واقعيت و انسجام را كسب مي كند .
اگر چه سه گروه رنگ زرد ، قرمز و آبي قوي ترين كنتراست رنگ را نمايش مي دهند ،  با وجود اين تمام رنگهاي خالص رقيق نشده نيز مي توانند در ايجاد چنين كنتراستي سهيم باشد . ( تصوير 6 ) وقتي درخشندگي رنگ تغيير مي كند ، كنتراست رنگ ارزش مفهومي كاملاً‌ جديدي به خود مي گيرد ( تصوير 7 ) به همين ترتيب ،‌ نسبت هاي كمي رنگهاي زرد ،‌ قرمز و آبي هم ممكن است دچار تعديل شود كه اين تعديل ها به دليل فراواني غيرقابل شمارش است . در اين حالت نيروي گويايي و بيان متناسب با آن هم زياد مي شود . اينكه سياه و سفيد جزء عناصر پالت محسوب مي باشد ،  به موضوع مورد نظر و ترجيح فردي بستگي دارد . همانطور كه در مبحث عامل رنگ و اثر رنگ نشان داده شد ،‌ رنگ سفيد موجب تضعيف روشنايي رنگهاي مجاور مي شود و آنها را تار و تيره مي سازد و سياه باعث مي شود كه رنگهاي مجاور روشن تر به نظر آيد . به همين دليل سفيد و سياه مي توانند عناصر قدرتمندي از كمپوزيسيون رنگ به شمار آيند . ( تصوير 5 )
براي تمرين كنتراست رنگ موضوعات متنوعي وجود دارد كه مي توان آنها را نقاشي كرد . كنتراست رنگ را در هنرهاي بومي و محلي مختلف مي توان پيدا كرد . نقش و نگارها ، لباسهاي محلي و سفال گري هاي زيبا ،‌ روحيه شاد مردم را از طريق تأثيرات رنگ ،‌ نشان مي دهد . در نسخه خطي زيباي قرون وسطي ،‌ كنتراست رنگ به طرق مختلف بكار گرفته شده كه اغلب لزوماً‌ از روي سليقه زيبا شناسانه نيست ،‌ بلكه يك ابتكار در تزئين است .
در شيشه هاي قديمي نيز كنتراست رنگ غالب است . و اولين تأثير در واقع روي شكلهاي تجسمي ساخت آنها ظاهر مي شود . « استفان دوكز » « فرا آنجليكو » و « بوتيچلي » در زمره نقاشاني هستند كه كمپوزيسيون را روي كنتراست رنگ پايه گذاري كرده اند . شايد بزرگترين نمونه مهم كاربرد آن در تابلوي « رستاخيز » اثر گرونوالد باشد كه خود اين كنتراست قدرت بيان همه جانبه حالت را نشان مي دهد .
در تابلوي « سوگواري » اثر « بوتيچلي » ( در پيناكوتك ،‌ مونيخ ) ،‌ كنتراست براي توصيف عظمت گسترده صحنه به كار گرفته شده است ، و تمام رنگ ها در آن حادثه هم تاريخي را نشان مي دهند . در اينجا مي بينيم كه نيروي بيان كنتراست رنگ مي تواند بسيار گسترده ( متنوع ) باشد . كنتراست رنگ مي تواند سرزندگي پرهياهو ،‌ اندوه زياد ،‌ سادگي خاكي و جهان پر عظمت را به نحو يكساني به تصوير بكشد . در ميان نقاشان معاصر ،‌ « ماتيس » ،‌ « موندريان » ، « پيكاسو » ،‌ « كاندينسكي » ،‌« لرژ » ،‌« ميدو » اغلب به اين شيوه نقاشي كرده اند .
راهنماي تصاوير كنتراست رنگ
تصوير 4 : قوي ترين حالت كنتراست رنگ : زرد / قرمز /‌ آبي
تصوير 5 : زرد . قرمز / آبي / سفيد / سياه
تصوير 6 : رنگ هايي با درخشش بسيار زياد
تصوير 7 : همان رنگ هاي تصوير 6 كه بعضي از آنها كم رنگ و برخي ديگر سايه دار شده اند .
تصوير 8 : طرح شطرنجي با رنگهاي زرد / قرمز / آبي / سفيد و سياه
تصوير 9 : رنگ هايي با درخشش زياد همراه با رنگهاي كم رنگ ، سايه دار و سياه و سفيد
تصوير 10: رنگ هاي با درخشش بسيار زياد
كنتراست تيره – روشن
روز و شب ،‌ نور و تاريكي – اين حالت دو قطبي در زندگي انسان و بطور كلي ،‌ در طبيعت از اهميت اساسي و بنيادي برخوردار مي باشد . قوي ترين شكل بيان نقاش براي نشان دادن اين حالت ( روشني و تاريكي ) رنگهاي سفيد و سياه هستند . اثر رنگهاي سياه و سفيد در تمام جهات با حوزه رنگهاي سفيد و سياه و خاكستري و نيز در ميان رنگهاي خالص بايد بطور كامل انجام شود تا راهنماي ارزشمندي جهت كار باشد .
فقط يك سياه و سفيد در منتها درجه خود مي تواند سياه سياه  و يا سفيد سفيد باشد ،‌ همانطوريكه مخمل مشكي سياه ترين سياهها و « بارتيا » از خالص ترين رنگهاي سفيد مي باشد . ولي تعداد زيادي رنگهاي خاكستري تيره و روشن وجود دارد كه بين سياه و سفيد نوسان پيوسته اي را ايجاد مي كند .
براي به دست آوردن رنگ تيره و روشن يعني سياه و سفيد و خاكستري ابتدا رنگهاي خاكستري رابه ترتيب از خاكستري كه به سفيد نزديك باشد تا رنگهاي خاكستري مايل به سياه را در يك سري منظم در 12 درجه آماده مي كنيم . يكنواخت بودن فاصله ها به ترتيب درجات از اهميت خاصي برخوردار است . رنگ خاكستري با شفافيت متوسط بايد در وسط مقياس قرار گيرد . هر يك از اين درجات خاكستري بايد كاملاً يكنواخت و بدون لك بوده و هيچگونه خط روشن و تيره اي بين آنها و يا مجاورشان قرار نگيرد .
اين تمرينات براي فعال كردن حساسيت هنرجويان نسبت به سايه زدن مورد استفاده قرار مي گيرد . تمرينات بعد براي فهم بيشتر كنتراست روشن – تيره تهيه شده است .
تصوير 11 وسعت تركيبي تيره – روشن را روي صفحه شطرنجي نشان مي دهد . اين كمپوزيسيون را در مجموع مي توانيم روشن يا تيره كنيم . موضوع مهم و اساسي تقويت ديد و مشاهده درجات تيره – روشن و كنتراست آنهاست .
تصوير 11 كمپوزيسيون روشن – تيره با رنگهاي سياه ،‌ سفيد و خاكستري .
تصوير 12 كمپوزيسيون مانند نوع شماره 11 با رنگ آبي .
تصوير 13 رنگهايي با درخشندگي يكسان .
تصوير 14 رنگهايي با تيرگي يكسان .
تصوير 15 دوازده گام خاكستري از سفيد تا سياه و دوازده رنگ از حلقه رنگي در جور شدن با رنگهاي درخشنده .
كنتراست سرد – گرمرنگهاي سرد رنگهايي هستند كه در انسان احساس سرما و رنگهاي گرم رنگهاي هستند كه در انسان احساس گرما ايجاد مي كنند . حقيقت اين است كه رنگ آبي – سبز جريان خون را كند و رنگ قرمز – نارنجي همانند داروي محركي است كه باعث حالت هيجاني و تشريع جريان خون در بدن مي گردد .
در آزمايشي كه روي حيوان انجام شده نتايج مشابهي بدست آمده است . اصطبل اسبهاي مسابقه به دو قسمت مجزا تقسيم گرديد يكي آبي و ديگري قرمز رنگ شد در اصطبل آبي اسبها پس از انجام مسابقه فوراً آرام شدند . اما در اصطبل قرمز ،‌ اسب ها بعد از انجام مسابقه مدتي گرم و بي قرار بودند و ديده شده است كه در اصطبل آبي مگسي وجود ندارد ،‌ ولي در اصطبل قرمز مگس فراوان بود . هر دو آزمايش ،‌ رابطه كنتراست سرد و گرم را با نقاشي رنگ داخل ( اتاق ) به تصوير مي كشد . خواص رنگهاي سرد و گرم در رنگ درماني در بيمارستانها از اهم ضروريات مي باشد .
به چرخه رنگ برگرديم ،‌ ديديم كه رنگ زرد روشن ترين و رنگ بنفش تيره ترين رنگهاست . بدين معنا كه اين دو رنگ قوي ترين كنتراست روشن و تيره را داراست . در زواياي راست نسبت به محور زرد – بنفش ،‌ رنگ قرمز – نارنجي را در مقابل آبي – سبز داريم كه دو قطب كنتراست سرد و گرم را تشكيل مي دهند . قرمز – نارنجي يا رنگهاي مياني گرم ترين و آبي سبز سردترين رنگها هستند . معمولاً رنگهاي زرد ، زرد – نارنجي ،‌ نارنجي ، قرمز – نارنجي ،‌ قرمز و قرمز – بنفش  به عنوان رنگهاي گرم و زرد – سبز ،‌ سبز ،  آبي – سبز ،‌ آبي ،  آبي – بنفش و بنفش به عنوان رنگهاي سرد تلقي مي شوند . تصوير 3 ( چرخه رنگ ) خاصيت سرد و گرم را مي توان در برخي اصطلاحات متضاد زير نشان داد :
گرم   سرد     غليظ   رقيق
آفتاب   سايه     خاكي   غير مادي
كدر (تيره ) شفاف     نزديك   دور
محرك   آرام بخش    خشك   تر  
راهنماي تصاوير كنتراست هاي سرد – گرم
16- قوي ترين كنتراست سرد – گرم ،‌ قرمز نارنجي / آبي ، سبز .
17- جابجا شدن نسبت هاي رنگ تصوير 16 را نشان مي دهد .
18- قرمز – بنفش نسبت به آبي گرم به نظر مي رسد .
19- قرمز – بنفش نسبت به نارنجي سرد به نظر مي رسد .
20- كمپوزيسيون كنتراست رنگهاي سرد و گرم را در صفحه شطرنجي نشان مي دهد .
21- مدولاسيون سرد – گرم در قرمز .
22- مدولاسيون سرد – گرم در سبز .
كنتراست رنگهاي مكمل : دو رنگ را هنگامي رنگ مكمل مي ناميم كه ماده رنگي آنها با يكديگر تركيب شده و رنگ مات خاكستري سياه را بوجود آورد . از نظر علم فيزيك هر گاه نور دو رنگ مكمل با هم تركيب شوند نور سفيد را بوجود مي آورند . چنين دو رنگي زوج جدا از هم را تشكيل مي دهند كه جدا از يكديگرند ولي به يكديگر نياز دارند . وقتي دو رنگ مكمل در كنار هم قرار گيرند به امواج درخشش ( روشني ) خود مي رسند . و زماني كه با هم تركيب مي شوند مانند آتش و آب ،  نقش همديگر را به هم ريخته و رنگ خاكستري – سياه را بوجود مي آورند .
هميشه براي هر رنگ ، فقط يك رنگ مكمل وجود دارد . در چرخه رنگ شكل 3 رنگهاي مكمل درست در دو سر مخالف هم قرار گرفته اند . براي مثال ،‌ زوجهاي مكمل عبارتند از :
بنفش ،‌ زرد
نارنجي ،‌ آبي
سبز ،‌ قرمز
اگر زوجهاي مكمل را تجزيه كنيم سه رنگ اصلي : زرد ،  قرمز و آبي را خواهيم داشت كه هميشه اين قاعده را مي توان به صورت رابطه نشان داد :
آبي + قرمز و زرد = بنفش و زرد
قرمز + زرد ، آبي = بنفش = نارنجي و آبي
آبي + زرد و قرمز = سبز و قرمز
راهنماي تصاوير كنتراست رنگهاي مكمل :
تصاوير 28 – 23  - نوارهاي تركيبي 6 زوج مكمل
تصوير 29 – كمپوزيسيون زوج مكمل قرمز / سبز و تركيبات آن را نشان مي دهد .
تصوير 30 – مربع تركيب دو زوج مكمل جفت نارنجي / آبي و قرمز – نارنجي / آبي – سبز
كنتراست همزمان ( متقارن )
كنتراست همزمان از اين حقيقت ناشي مي شود كه چشم در مقابل هر رنگ داده شده ،  به طور همزمان به رنگ مكمل آن نياز دارد و چنانچه اين رنگ مكمل ايجاد نشود چشم آن را خود به خود به وجود مي آورد . به خاطر همين حقيقت است كه مباني اساسي هارموني رنگ مشمول قواعد رنگهاي مكمل است .
رنگ مكملي كه همزمان ايجاد مي شود به صورت يك حس در چشم بيننده به وقوع مي پيوندند ولي از نظر عيني وجود ندارد و نمي توان از آن عكس گرفت . كنتراست همزمان مي تواند به دلايلي با كنتراست متوالي در يك رديف قرار گيرد .
مي توانيم آزمايش زير را براي درك بهتر انجام دهيم ،  روي يك صفحه بزرگ كه با رنگ تند رنگ آميزي شده است ،‌ يك مربع كوچك سياه رنگ را قرار مي دهيم . اولي يك لايه ورق از كاغذ را روي آن قرار مي دهيم اگر صفحه قرمز باشد سياهي مربعي خاكستري مايل به سبز مي نمايد و اگر سبز باشد سياهي مربع مايل به قرمز مي نمايد ،‌ اگر بنفش باشد خاكستري متمايل به زرد و اگر زرد باشد ،‌ مربع سياه بنفش – خاكستري به نظر مي رسد .
هر رنگ به طور همزمان رنگ مكمل خودش را به وجود مي آورد . تصاوير 36- 31 اين آزمايش را به شكل ديگري نشان مي دهد . در هر يك از شش رنگ خالص يك مربع كوچك خاكستري مات را چنانكه دقيقاً از نظر درخشندگي با رنگ محيط مطابقت كند قرار مي دهيم هر يك از مربع هاي كوچك در چشم رنگ مكمل را به خود مي گيرد .
در تصوير 37 سه مربع كوچك خاكستري با زمينه نارنجي داريم . سه مربع خاكستري با اختلاف جزئي از يكديگر به كار رفته است . اثرات غير همگون سه خاكستري متفاوت به خاطر اين حقيقت است كه كمي آبي با خاكستري اول تركيب شده و اين عمل با اثر همزماني همكاري دارد . خاكستري دوم مات است و اثر همزماني را به تنهايي نشان مي دهد در حالي كه خاكستري سوم حاوي تركيبي از نارنجي به ميزاني است كه اثر همزماني را كاملاً‌ از بين مي برد و بنابراين شامل هيچگونه تغييرات همزماني نمي شود .
قبل از شروع طراحي رنگ ،‌ كار عاقلانه اين است كه رنگ هايي را كه مي خواهيم در يك كمپوزيسيون به كار بريم ، بايد قبلاً‌ در يك طراحي مقدماتي كنار يكديگر ترسيم كرده و اثر آن ها را كنترل كنيم .
راهنماي تصاوير كنتراست همزمانتصوير 36-31 شش مربع از رنگهاي خالص را كه در وسط هر كدام يك مربع كوچك به رنگ خاكستري مات مي باشد ،  نشان مي دهد . اين مربع ها از نظر درخشندگي با رنگ زمينه مطابقت دارد .
به نظر مي رسد اثر مربع خاكستري با رنگ مكمل زمينه مطابقت دارد . هر چه رنگ اصلي مربع بيشتر به چشم آيد ،‌ اثر همزماني آن هم بيشتر است .
تصوير 37 سه مربع كوچك خاكستري را كه با رنگ نارنجي احاطه شده اند نشان مي دهد .
كنتراست سيريسيري يا كيفيت رنگ به درجه خلوص آن بستگي دارد . « كنتراست سيري » ،‌ كنتراست بين رنگهاي خالص ، رنگهاي سير و رنگهاي كمرنگ و رقيق است . رنگهاي منشور كه از تجزيه نور سفيد حاصل مي شوند ،‌ در نهايت اشباع يا سيري رنگ مي باشند .
رنگها را مي توان با چهار شيوه مختلف با نتايجي كاملاً‌ متفاوت رقيق نمود :
1) رنگي خالص را مي توان با رنگ سفيد رقيق كرد . اين رقيق نمودن خاصيت رنگ را تا اندازه اي « سر » مي كند . قرمز جگري وقتي با سفيد تركيب مي شود ،‌ مايل به آبي مي شود و خاصيتش سريعاً‌ عوض مي شود . رنگ زرد با سفيد رقيق مي شود . خاصيت رنگ آبي به ندرت تغيير مي يابد . رنگ بنفش ،‌ در برابر سفيد بسيار حساس است ،‌ در حاليكه بنفش سير تيره حالتي تحريك كننده دارد ،‌ بنفشي كه با سفيد روشن شود – بنفش ياس كبود – اثري آرام بخش ،‌ نشاط انگيز و مطبوع دارد .
2) يك رنگ را مي توان با سياه هم رقيق كرد . اين اختلاط ، درخشندگي رنگ زرد را مي گيرد و آن را چيزي بيمار گونه يا مسمومي بي سرو صدا نشان مي دهد و درخشندگي آن از بين مي رود .
بنفش در تركيب با سياه در تيرگي « ذاتي » آن سوسو مي زند و گويي در شب فرو مي رود .
قرمز جگري در اختلاط با سياه رنگي متمايل به بنفش پيدا مي كند .
« آبي » با « سياه » گرفته و تاريك بنظر مي آيد . در حالت كلي سياه كيفيت درخشندگي رنگها را مي گيرد . آنها را از نور جدا مي كند و دير يا زود آنها را مرده و بدون احساس مي كند .
3) رنگ سير را مي توان با سياه و سفيد و يا به عبارت ديگر با خاكستري مخلوط كرد . به محض اينكه رنگ سيري را با خاكستري مخلوط نمائيم ،‌ مايه هايي با درخشندگي يكسان به دست مي آوريم . ولي به هر حال تندي رنگ ،‌ كمتر از رنگ خالص اصلي خواهد شد .
4) رنگهاي خالص را مي توان از طريق تركيب با رنگهاي مكمل رقيق كرد .
راهنماي تصاوير كنتراست سيري رنگ :
تمرينهاي 41-38 خصوصيات رقيق اين كنتراست را در مدولاسيون رنگي نشان مي دهد .
كنتراست وسعت
كنتراست وسعت عبارت است از كنتراست مساحت نسبي دو يا چند تكه رنگ . اين كنتراستي است كه بين كم و زياد ، و يا كوچك و بزرگ به كار مي رود . رنگها ممكن است در سطوحي به هر اندازه بكار رود ،‌ اما اين سؤال پيش مي آيد كه چه نسبت كمي بين دو يا چند رنگ حالت توازن را نشان مي دهد به نحوي كه رنگهاي به كار رفته هيچكدام از ديگري چشم گيرتر نباشد .
دو عامل نيروي رنگ خالص را تعيين مي كند : اين دو عامل عبارتند از درخشش و وسعت براي تخمين ميزان درخشندگي يا درجه روشني رنگهاي خالص ،‌ بايد آنها را روي زمينه اي به رنگ خاكستري مات با درخشندگي متوسط مقايسه كنيم . حال مي بينيم كه سيري يا درجات روشني رنگهاي مختلف با هم متفاوتند .
تركيب رنگها به منظور آشنايي بيشتر با عالم رنگ ،‌ ابتدا مي بايد در زمينه مخلوط كردن اصولي رنگها تمرين هايي را بر شماريم . در موارد مختلف ممكن است ما بنابر ميزان حساسيت و سبك خود رنگهاي تيره يا روشن را انتخاب نمائيم . هر رنگي را مي توان با سياه ،‌ سفيد يا خاكستري مخلوط نمود . و هر رنگ ديگري را نيز مي توان با رنگهاي ديگر مخلوط كرد . در اين جهان رنگهايي بي شمار حاصل از اختلاط رنگهاي مختلف وجود دارد .
1- نوارهاي مخصوص مخلوط نمودن رنگها :
دو رنگ دلخواه را بر روي دو انتهاي نوار قرار مي دهيم و مخلوط هايي از اين دو رنگ را با درجات تيره و روشن آماده مي نمائيم . بدين ترتيب با توجه به دو رنگي كه در ابتدا كار را با آنها آغاز نموديم ،  اكنون طيفي از سايه هاي كم رنگ تا پررنگ بدست آورده ايم كه مي توان آنها را در سايه روشن ها بكار برد .
2- مثلث هاي اختلاط رنگ ها :
مثلث متساوي الاضلاعي را رسم مي كنيم ، ابتدا هر يك از اضلاع مثلث را به سه قسمت مساوي تقسيم مي كنيم ،  سپس از نقاط تقسيم مي كنيم ، سپس از نقاط تقسيم خطوطي موازي با اضلاع مثلث را رسم مي نمائيم . بدين ترتيب 9 مثلث كوچك بدست مي آيد . رنگهاي زرد ،‌ قرمز و آبي را در مثلث هاي كوچك واقع در گوشه هاي مثلث بزرگ قرار مي دهيم . سپس رنگهاي زرد را با قرمز ،  زرد را با آبي و قرمز را با آبي مخلوط كرده و در مثلث هاي خالي مياني قرار مي دهيم . در هر يك از مثلث هاي باقي مانده مخلوطي از سه رنگ مجاور مثلث خالي را قرار مي دهيم . همين عمل را مي توان با رنگهاي ديگري انجام داد .




http://mohsenhadian.yasgig.ir


مطالب قبلي





Copyright © 2010-2011 CivilTect.com All Rights Reserved . Designed by civiltect.com

arash-arc

arash

arash-arc

http://arash-arc.blogfa.com

memar+

memar+ - عناصر رنگ (ایتن)

memar+


آرش مشیری


در راه حق برای معماری

memar+

قالب بلاگفا

انجمن تخصصی عمران و معماری

مطالب وبگردی عمران و معماری